صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 427368
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 84
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

باسلام

با توجه به راه اندازی بخش آثار خوانندگان برای ثبت نظر باید به قسمت نظرات این نوشته رفته و بر روی به این نوشته نظر دهید کلیک کنید و در قسمت ثبت نظر آثار و مطالب خود را با ذکر نام ثبت کنید تا با نام خودتان نوشته شما در وبلاگ به نمایش آید.

مطالب می تواند شامل:

مذهبی (درد دل با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، صحبت با مقام معظم رهبری مد ظله العالی ، حدیث و.....)، ادبی (شعر ، داستان ، متن ادبی و.............) و...................

با تشکر مدیریت وبلاگ ولایت

سه شنبه سیم 4 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

بایلام خدمت خوانندگان گرامی:

با عنایات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و در زیر سایه ولی امر مسلمین جهان مقام معظم رهبری مد ظله العالی  قسمت های جدید وبلاگ با عناوین : حدیث هفته ، داستان هفته ، حکمت ،اخبارجهان اسلام ، در محضر مراجع ، کرامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آثار خوانندگان راه اندازی شد. امید واریم که مورد قبول خداوند منان و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و مورد پسند شما خوانندگان گرامی با شد.

مدیریت وبلاگ ولایت

 

دسته ها :
سه شنبه سیم 4 1388

دیدار مسؤولین نظام در سالروز بعثت نبی مکرم اسلام (ص)ّبامقام معظم رهبری مدظله العالی 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار مسئولان نظام اسلامی و جمعی از قشرهای مختلف مردم ، بعثت پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) را مقطعی مهم در تاریخ بشریت دانستند و تاکید کردند : امروز اصلی ترین نیاز جامعه اسلامی عمل به پیام بعثت و ملاک قرار گرفتن عقل و خرد ، حاکم شدن فضیلتهای اخلاقی ، و مبنا قرار گرفتن انضباط قانونی در جامعه است که در این زمینه وظیفه نخبگان و بزرگان بسیار با اهمیت است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک عید بزرگ مبعث پیامبر اعظم (ص) به امت اسلامی و ملت ایران ، تربیت عقلانی و تاکید بر خرد گرایی و تدبّر را مهمترین بخش از پیام بعثت بر شمردند و افزودند : اولین کار پیامبر مکرم اسلام (ص) حاکم کردن عقلانیت در جامعه اسلامی بود زیرا تربیت قدرت تفکر و نیروی خرد در جامعه ، حَلاّل همه مشکلات ، مهار کننده نفس و زمینه ساز عبودیت انسان است .
ایشان با اشاره به تربیت اخلاقی به عنوان دومین بخش از پیام بعثت خاطر نشان کردند : رواج فضیلتهای اخلاقی در جامعه همچون هوای لطیفی است که زمینه زندگی سالم را فراهم می آورد و انسان را از حرص ها ، جهالتها ، دنیا طلبی ها ، بغض های شخصی ، و سوء ظن به یکدیگر باز میدارد و به همین دلیل است که در اسلام تزکیه و رشد اخلاقی بر تعلیم مقدم است .
رهبر انقلاب اسلامی ، تربیت و انضباط  قانونی را سومین بخش از پیام بعثت خواندند و با اشاره به پیشقدم بودن پیامبر اسلام(ص) در عمل به احکام و دستورات اسلام افزودند : همه این موارد برای جامعه اسلامی شاخص و معیار است، و میدان زندگی نیز صحنه آزمایش انسانها است .
 حضرت آیت الله خامنه ای عزت کنونی ملت ایران را نتیجه موفقیت و سربلندی در آزمایشهای دشوار 30 سال گذشته دانستند و تاکید کردند : خداوند متعال پاداش این  موفقیت ها را دستاوردهای بسیار بزرگی برای ملت ایران قرار داده است و امروز نیز آحاد مردم در جهت اهداف بلند اسلام در حال حرکت و مجاهدت هستند که نتیجه آن هم احساس عزت و هویت ملت ایران است.
ایشان افزودند : اینکه قدرتهای استکباری دنیا شعار خود را مقابله با جمهوری اسلامی ایران قرار داده اند و نظام اسلامی را مانع تحقق اهداف شوم خود بویژه در منطقه خاورمیانه می دانند نشان دهنده عظمت ملت، نظام، و دولت ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی این دستاوردها را نتیجه حرکت ملت ایران در عرصه دستورات دین دانستند و با یادآوری نقش عامل بودن نخبگان، بزرگان جامعه و مسئولان بعنوان الگوی مردم، خاطر نشان کردند: ملت ایران در 30 سال گذشته نشان داده است که ملت وفادار و با گذشتی است و در قضایا و حوادث اخیر بعد از انتخابات ریاست جمهوری نیز، این ویژگی ملت ایران بار دیگر آشکار شد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در میان ملت ایران سلایق مختلفی در عرصه زندگی اجتماعی وجود دارند که هر کدام نظر خود را بیان می کنند اما آنجایی که ملت احساس  می کنند، مسئله دشمنی با نظام در میان است و دستی، حرکتی را برای ضربه زدن به نظام مدیریت می کند، از او فاصله می گیرند، حتی اگر همان شعاری را بدهد که ملت به آن معتقد است.
ایشان حوادث اخیر را تجربه و درس مهم دیگری برای ملت ایران در کنار تجربه های سالهای گذشته ارزیابی و تأکید کردند: این حوادث، این تجربه و درس را بهمراه خود داشت که حتی در زمانی که حرکتی بزرگ در کمال آرامش و ثبات انجام می گیرد، نباید از نقشه و کید دشمن غافل ماند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: در حالیکه همه اذعان داشتند انتخابات اخیر با حضور چهل میلیونی مردم یک عظمت بی نظیر از ابتدای انقلاب و نشان دهنده قدرت نظام برای به صحنه آوردن مردم بعد از گذشت 30 سال است، در عین حال همه متوجه شدند در چنین شرایطی نیز نباید از کمین و برنامه ریزی دشمن بمنظور ضربه زدن به ملت غفلت کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ادعای دشمنان ملت ایران مبنی بر دخالت نکردن در مسائل داخلی کشور افزودند: در حالیکه دخالت دشمنان بویژه نقش رسانه های آنها کاملاً آشکار است، این ادعا نشان دهنده بی حیائی است.
ایشان با یادآوری هشدار چند سال قبل در خصوص نقش برجسته دستگاههای تبلیغاتی و اطلاعاتی استکباری برای مقابله با استقلال ملتها و منصرف کردن آنان از حرکت در مسیر عزت و استقلال، خاطر نشان کردند: دشمنان ملت ایران از رسانه های خود، علناً برای گروههای غافل و نادان اغتشاشگر، دستورالعمل چگونگی ایجاد نا امنی ، تخریب و درگیری پخش می کنند، و از طرف دیگر مدعی می شوند که در امور داخلی ایران دخالت نمی کنند در حالیکه آشکارترین دخالتها را انجام مید هند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم تفاوت قائل شدن میان اغتشاش گران و مردم افزودند: البته رسانه های استکباری بمنظور حمایت از اغتشاش گران آنها را مردم می نامند در حالیکه مردم، آن جمعیت میلیونی است که بمحض دیدن این اغتشاشگران و مفسدان، خود را کنار می کشد و آنها را با دیده ی نفرت و انزجار نظاره می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند : هر فردی با هر عنوان و موقعیتی ، اگر بخواهد جامعه را به سمت نا امنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.
ایشان با تأکید بر اینکه اهداف بلند ملت ایران و سعادت دنیا و آخرت جامعه در سایه آرامش و امنیت محقق خواهد شد، برهم زدن امنیت را بزرگترین گناه دانستند و خطاب به نخبگان خاطر نشان کردند: نخبگان هوشیار باشند زیرا هرگونه حرف، تحلیل، و اقدام آنان که موجب بر هم خوردن امنیت جامعه شود، حرکت در خلاف مسیر ملت ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن های خود باشند زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد.
ایشان تنها راه رهائی از چنین سرنوشتی را ملاک قرار دادن خرد و عقلانیت دانستند و خاطر نشان کردند: البته عقلانیت، این سیاسی کاریهای متعارف نیست زیرا سیاسی بازیها خلاف عقل است و کسانی که سیاسی کاری را اقدام عقلائی می دانند، اشتباه می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: راه صحیح عقلانیت، همان راهی است که عبادت خدا را هموار  کند و شاخص آن نیز این است که خود قضاوت کنیم، آیا سخنان و موضع گیریهای ما برای رضای خدا و با نیت اخلاص است یا اینکه برای جلب توجه برخی افراد، بنابراین نباید خود را فریب دهیم.
حضرت آیت الله خامنه ای لزوم تعمق در پیامهای مهم مبعث و نگاه فراتر از یک جشن به این واقعه را یادآور شدند و خاطر نشان کردند: مبعث یک مقطع بسیار مهم برای بشریت است زیرا حرکتی که پیامبر اسلام (ص) در مدت 10 سال حکومت خود انجام دادند و تحولی که در تاریخ بشریت ایجاد کردند با هیچ حرکت و اقدامی قابل مقایسه نیست.
در ابتدای این دیدار آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور در سخنانی ضمن تبریک بعثت پیامبر اکرم(ص) با اشاره به نقش این واقعه بزرگ تاریخی در نجات انسانها از تاریکی جهل و ظلم و رهنمون کردن آنان بسوی نور هدایت گفت پیامبر اسلام(ص) در عمل به دستورات اسلام همواره پیشقدم بودند و مشکلات کنونی بشریت ناشی از دوری از مسیر نبوی است.
رئیس جمهور با اشاره به صبر و استقامت و مجاهدت ملت ایران در 30 سال گذشته افزود: جامعه اسلامی ایران مفتخر به پیروی از راه نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) است و این ملت با تأسی بر سیره نبوی اجازه نخواهد داد دشمنان بشریت، حقوق انسانها را پایمال کنند
آقای احمدی نژاد همچنین با اشاره به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تأکید کرد: برگزاری آزادترین، پرشورترین، و بی نظیرترین انتخابات و برگزیدن راه پر افتخار انقلاب اسلامی نوید بخش آینده ای روشن برای ملت ایران و بشریت است.

منبع:WWW.LEADER.IR 
دوشنبه بیست و نهم 4 1388

گزیده‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد بعثت پیامبر خاتم (ص)


یک درس فراموش‌نشدنی
یادآورى بعثت به معناى یادآورى یک حادثه‌ى تاریخى نیست -این آن نکته‌اى است که ما باید در مواجهه‌ى با این حادثه‌ى بزرگ و این خاطره‌ى ارجمند بشرى و انسانى همیشه به یاد داشته باشیم- بلکه تکیه‌ى بر این خاطره‌ى پرشکوه در حقیقت تکرار و مرور یک درس فراموش نشدنى است در درجه‌ى اول براى خود امت اسلامى؛ چه آحاد امت، چه برجستگان و نخبگان امت -سیاستمداران، دانشمندان، روشنفکران- و در درجه‌ى بعد براى همه‌ى آحاد بشریت. این، تکرار یک درس است، تکرار یک سرمشق است، یادآورى یک حادثه‌ى درس آموز است.
دیدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص) 09/05/1387

مبعث و راه دشوار آینده‌ی ما
ما مسلمانها البته باید قدر بدانیم؛ باید در پدیده‌ى بعثت بیندیشیم؛ باید از آن درس بگیریم؛ باید این گذشته‌ى پرفروغ را چراغى کنیم براى راه آینده‌ى دشوار خودمان که در پیش داریم.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به‌مناسبت مبعث پیامبر مکرم اسلام 11/06/1384

هدف بعثت دعوت به توحید بود
بعثت نبى‌اکرم در درجه‌ى اول، دعوت به توحید بود. توحید صرفا یک نظریه‌ى فلسفى و فکرى نیست؛ بلکه یک روش زندگى براى انسانهاست؛ خدا را در زندگى خود حاکم کردن و دست قدرتهاى گوناگون را از زندگى بشر کوتاه نمودن. «لااله‌الاالله» که پیام اصلى پیغمبر ما و همه‌ى پیغمبران است، به معناى این است که در زندگى و در مسیر انسان و در انتخاب روشهاى زندگى، قدرتهاى طاغوتى و شیطانها نباید دخالت کنند و زندگى انسانها را دستخوش هوسها و تمایلات خود قرار دهند.
اگر توحید با همان معناى واقعى که اسلام آن را تفسیر کرد و همه‌ى پیغمبران، حامل آن پیام بودند، در زندگى جامعه‌ى مسلمان و بشرى تحقق پیدا کند، بشر به سعادت حقیقى و رستگارى دنیوى و اخروى خواهد رسید و دنیاى بشر هم آباد خواهد شد؛ دنیایى در خدمت تکامل و تعالى حقیقى انسان. دنیا در دید اسلام، مقدمه و گذرگاه آخرت است. اسلام دنیا را نفى نمى‌کند؛ تمتعات دنیوى را منفور نمى‌شمارد؛ انسان را با همه‌ى استعدادها و غرایز در صحنه‌ى زندگى، فعال مى‌طلبد؛ اما همه‌ى اینها باید در خدمت تعالى و رفعت روح و بهجت معنوى انسانى قرار گیرد تا زندگى در همین دنیا هم شیرین شود. در چنین دنیایى، ظلم و جهل و درنده‌خویى نیست و این کار دشوارى است و به مجاهدت احتیاج دارد و پیغمبر این جهاد را از روز اول آغاز کرد.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام در سالروز عید سعید مبعث 02/07/1382

عربستان، قبل از هجرت
بعثت نبى اکرم براى بشر آغاز راه نوى بود. دنیاى محیط بر آن پیام و محل پیدایش این پیام، دنیاى بسیار بد و غیر قابل تحملى بود؛ دنیاى گرایش و جذب مادیات شدن، دنیاى خوى حیوانى، دنیاى بى‌مهارى قدرتمندان و زورمندان و زورگویان، دنیاى تبعیض و فساد و ظلم و شهوترانى بى‌بندوبار. این وضعیت، مخصوص منطقه‌ى حجاز نبود؛ آن دو دولت بزرگى هم که منطقه‌ى عربستان را احاطه کرده بودند - یعنى ایران ساسانى و امپراتورى روم - دچار همین مشکلات بودند.
بیانات در دیدار مسؤولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اکرم(ص)13/07/1381

مبعث پرچم علم و معرفت را برافراشت
مبعث در حقیقت روز برافراشته شدن پرچم رسالتى است که خصوصیات آن براى بشریت، ممتاز و بى‌نظیر است. مبعث در حقیقت پرچم علم و معرفت را برافراشت. بعثت با «إقرء» شروع شد: «إقرء باسم ربک الذى خلق» و با «ادع إلى سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة» ادامه یافت؛ یعنى دعوت همراه با حکمت. دعوت اسلامى در حقیقت گسترش و پراکندن حکمت در سراسر عالم و در طول تاریخ است؛ همچنان که بعثت، پرچمدارى و برافراشته شدن پرچم عدل است؛ یعنى در میان مؤمنین، بندگان خدا و آحاد بشر، عدالت استقرار پیدا کند؛ همچنان که رسالت، برافراشتن پرچم اخلاق والاى انسانى است؛ «بعثت لأتمم مکارم الاخلاق». خداى متعال خطاب به پیغمبر مى‌فرماید: «و ما أرسلناک الا رحمة للعالمین»؛ یعنى همه‌ى چیزهایى که بشر - در همه‌ى زمانها، در همه‌ى شرایط و در هر نقطه‌ى عالم - به آن نیاز دارد، در این بعثت گنجانده شده است؛ یعنى علم و معرفت، حکمت و رحمت، عدل و برادرى و برابرى؛ چیزهاى اساسى‌اى که جریان زندگى سالم انسان به اینها وابسته است. حتى با این‌که در اسلام، جهاد مقرر شده است، و جهاد یعنى مبارزه با زورگویى و تجاوز -البته بعضى کسان به طور بدخواهانه، اسلام را به خاطر حکم جهاد، دین شمشیر معرفى کردند- اما همین اسلام مى‌فرماید: «و إن جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل على الله»؛ یعنى باز آن‌جایى که شرایط اقتضا مى‌کند، صلح را بر جنگ ترجیح مى‌دهد.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى به مناسبت عید سعید مبعث 23/07/1380

مبعث بزرگترین روز تاریخ بشر است
روز مبعث، بى‌شک بزرگترین روز تاریخ بشر است؛ زیرا هم آن کسى که طرف خطاب خداوند قرار گرفت و مأموریت بر دوش او گذاشته شد - یعنى وجود مکرم نبى بزرگوار اسلام صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم - بزرگترین انسان تاریخ و عظیمترین پدیده‌ى عالم وجود و مظهر اسم اعظم ذات اقدس الهى است؛ یا به تعبیرى خود اسم اعظم الهى وجود مبارک اوست و هم از این جهت که آن مأموریتى که بر دوش این انسان بزرگ گذاشته شد - یعنى هدایت مردم به سوى نور، برداشتن بارهاى سنگین از روى دوش بشر و تمهید یک دنیاى مناسب وجود انسان و بقیه‌ى وظایف لایتناهى بعثت انبیا - وظیفه‌ى بسیار بزرگى بود. یعنى هم مخاطب بزرگترین است؛ هم وظیفه بزرگترین است. پس، این روز بزرگترین و عزیزترین روز تاریخ است.
اگر کسى بخواهد محتواى بعثت را در چارچوب آنچه که با عقول ناقص خودمان برداشت مى‌کنیم، محصور کند، یقینا به مبعث و حقیقت بعثت و حقیقت این رسالت ظلم شده است. نمى‌شود محتواى بعثت پیامبر را به حدود فهم و دید ناقص ما محدود کرد؛ ولى اگر بخواهیم در یک جمله، بعثت و محدوده‌ى بعثت را - اگرچه لایتناهى است - تعریف اجمالى بکنیم، باید عرض کنیم که بعثت متعلق به انسان و براى انسان است؛ انسان هم لایتناهى است و ابعاد عظیمى دارد و محدود در جسم و در ماده و در زندگى چند روزه‌ى دنیا نیست؛ فقط محدود در معنویات هم نیست؛ محدود در یک قطعه‌ى مشخصى از تاریخ هم نیست. انسان، همیشه و در همه حال انسان است و ابعاد وجودى او، ابعاد لایتناهى و ناشناخته‌اى است. هنوز هم انسان موجودى ناشناخته است. بعثت، براى این انسان و براى سرنوشت این انسان و براى هدایت این انسان است.
بیانات در دیدار کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران به مناسبت عید مبعث 26/08/1377

بعثت پیغمبر خاتم در رأس همه‌ى حوادث تاریخ بشر قرار مى‌گیرد
اگر ما در بین حوادث تاریخ بشر -حوادثى که براى انسانها پیش مى‌آید -بعثت انبیا را از همه‌ى این حوادث، در سرنوشت بشر مهمتر و مؤثرتر بدانیم- که همین هم هست، بعثت پیغمبر خاتم صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از لحاظ اهمیت، در رأس همه‌ى حوادث بزرگ و کوچک تاریخ بشر قرار مى‌گیرد.
هیچ حادثه‌اى از قبیل انقلابهاى بزرگ، مرگها و حیاتهاى ملتها، پدید آمدن اشخاص بزرگ، از بین رفتن اشخاص بزرگ و ظهور مکتبهاى گوناگون، اهمیتش براى بشریت، به اندازه‌ى بعثتهاى انبیا نیست؛ همچنان که امروز شما مى‌بینید، ماندگارترین شکلهاى فکر و ذهن آحاد بشر، همان شکلهایى است که ادیان به آنها داده‌اند و تا ابد هم همین‌طور خواهد بود. اگر چه امروز بسیارى از کسان در عالم هستند که مستقیما خود را در پرتو اشعه‌ى بعثت نبى‌اکرم قرار نداده‌اند - یعنى غیرمسلمانان - اما همانها هم از برکات این بعثت، تاکنون منتفع شده اند.
بى‌شک علم و تمدن بشر، خلقیات نیکو در میان انسانها، عادات خوب و بسیارى از این مقوله چیزها، اگر ظاهرا هم به ادیان متصل نباشد، در ریشه‌ى اصلى، جوشیده‌ى از ادیان و معارف الهى است و در رأس آنها بعثت نبى‌مکرم اسلام است؛ لیکن درعین‌حال همه‌ى بشریت - در آینده هم بیشتر - از این برکات استفاده خواهند کرد. بنابراین بزرگترین، مهمترین و برجسته‌ترین حادثه در تاریخ بشر، این بعثت است.
خداى متعال به برکت اسلام، به برکت توجه به معنویت اسلام و توجه به پیام سیاسى اسلام، ما را از آن رنجها خلاص کرد؛ یعنى بعثت براى این نبود که یک عده مردم، عقیده‌اى را در ذهن خودشان حفظ کنند و اعمال شخصى را انجام دهند، اما نظام اجتماعى، تحت حاکمیت دشمنان خدا و اندادالله باشد! بعثت آمد تا زندگى مردم را شکل دهد. بحمدالله این کار در نظام اجتماعى اسلام انجام گرفت؛ ملت ما هم آثارش را مشاهده کرد و ثمرات شیرین آن را هم چشید.
بنده احساس مى‌کنم که ما احتیاج داریم که در زمینه‌ى اخلاق و تزکیه و تهذیب، بر روى نفوس خودمان و نفوس دیگران کار کنیم. نوسازى معنوى نظام اسلامى و ملت مسلمان ایران، این مجاهدت بزرگ را لازم دارد و این هم یکى از پیامهاى مهم بعثت است.
 
بیانات در دیدار با مسؤولین کشور به مناسبت مبعث پیامبر گرامى اسلام(ص) 07/09/1376
 
دوشنبه بیست و نهم 4 1388

گلچینی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون حیات پربرکت حضرت رسول اعظم صلوات‌الله علیه

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif وجود مقدس نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، مهمترین نقطه‌ى ایجاد وحدت است. قبلاً هم این را عرض کردیم که دنیاى اسلامى مى‌تواند در این نقطه به هم پیوند بخورد؛ اینجا، جایى است که عواطف همه‌ى مسلمانها در آنجا متمرکز مى‌شود؛ این، کانون عشق و محبت و دنیاى اسلام است. حالا شما ببینید قلمهاى پول گرفته‌ى از صهیونیست‌ها، همین کانون را مورد توجه قرار مى‌دهند و به آن اهانت مى‌کنند؛ براى اینکه اهمیت اهانت به امت اسلامى و تحقیر دنیاى اسلام، کم‌کم از بین برود. این، نقطه‌ى اصلى است؛ سیاستمداران، نخبگان علمى و فرهنگى، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روى این نقطه تکیه کنند و همه‌ى مسلمانها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه‌ى دین خارج نکنند. دلها در سراسر امت اسلامى، به یاد پیامبر و به عشق پیغمبر طراوت پیدا مى‌کند؛ همه‌ى ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم.
بیانات در سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق(ع)
‏‏ 27/1/1385

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif در این مقطع زمانى، یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده‌تر است؛ و این یکى از تدابیر حکمت و الطاف خفیه‌ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است؛ به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او، و به رحمتى که او به انسان‌ها درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام براى امتش و براى همه‌ى بشریت، درس عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعى، نام مبارک پیامبر اعظم است. در سایه‌ى این نام و این یاد، ملت ما درس‌هاى پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درس‌هاى زندگى و برنامه‌هاى جارى خود تبدیل کند. ملت ما به شاگردى مکتب نبوى و درس محمدى (صلى‌الله‌علیه‌وآله) افتخار مى‌کند. ملت ما پرچم اسلام را در میان امت اسلامى با استقامت و استحکام برافراشته است؛ سختى‌ها را تحمل کرده است و کامیابى‌هاى حضور در این میدان شرف و افتخار را دیده است و به فضل الهى، کامیابى‌هاى بیشتر در راه است.
…ما درس اخلاق پیغمبر، درس عزت پیامبر اعظم، درس علم‌آموزى و درس رحمت و کرامت و درس وحدتى را که ایشان به ما داد و درس‌هاى زندگى ماست، باید در برنامه‌ى زندگى خودمان قرار بدهیم.
پیام نوروزی به مناسبت حلول سال 1385
01/01/1385

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ذکر نام مقدس نبى‏اکرم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم و شرح گوشه‏هایى از زندگى آن بزرگوار انصافاً کم است و چهره نورانى آن درّةالتاج آفرینش و آن گوهر یگانه عالم وجود براى بسیارى از افراد، آن‏چنان که شایسته است، روشن نیست - نه تاریخ زندگى آن بزرگوار، نه اخلاق آن بزرگوار، نه رفتار فردى و سیاسى آن بزرگوار.
بیانات در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏
23/2/1379

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif نبى مکرم اسلام انسان‌ها را اول ساخت؛ اول این پایه‌ها را تراشید، تا توانست این بنا را بر روى دوش آنها قرار دهد. در تمام مدت آن ده سال - که بیش از صد سال کار در این ده سال متراکم شده است - پیغمبر در همه جا؛ در بحبوحه‌ى جنگ، در هنگام ساختن، در هنگام عبادت کردن، در هنگام گفتگو کردن با مردم، بناى هویت انسان‌هاى مخاطب خودش را فراموش نکرد؛ پیغمبر در غوغاى جنگ‌هاى خطرناک مثل احزاب، بدر و احد هم انسان‌سازى مى‌کرد. آیات قرآن را ملاحظه کنید! «انسان‌سازى» هدف این تبلیغ است و این، یکى از بزرگترین کارهاست.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم
05/11/1384

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif پیامبر از دوران کودکى، موجود نظیفى بود. برخلاف بچه‌هاى مکه و برخلاف بچه‌هاى قبایل عرب، نظیف و تمیز و مرتب بود. در دوران نوجوانى، سر شانه کرده؛ بعد در دوران جوانى، محاسن و سر شانه کرده؛ بعد از اسلام، در دورانى که از جوانى هم گذشته بود و مرد مسنى بود - پنجاه، شصت سال سن او بود - کاملا مقید به نظافت بود. گیسوان عزیزش که تا بناگوشش مى‌رسید، تمیز؛ محاسن زیبایش تمیز و معطر. در روایتى دیدم که در خانه‌ى خود خم آبى داشت که چهره‌ى مبارکش را در آن مى‌دید - آن زمان چون آینه چندان مرسوم و رایج نبود - «کان یسوى عمامته و لحیته اذا اراد ان یخرج الى اصحابه»؛(61) وقتى مى‌خواست نزد مسلمانان و رفقا و دوستانش برود، حتما عمامه و محاسن را مرتب و تمیز مى‌کرد، بعد بیرون مى‌آمد. همیشه با عطر، خود را معطر و خوشبو مى‌کرد. در سفرها با وجود زندگى زاهدانه - که خواهم گفت زندگى پیامبر به‌شدت زاهدانه بود - با خودش شانه و عطر مى‌برد. سرمه‌دان برمى‌داشت، براى این‌که چشمهایش را سرمه بکشد؛ چون آن روز معمول بود مردها چشمهایشان را سرمه مى‌کشیدند. هر روز چند مرتبه مسواک مى‌کرد. دیگران را هم به همین نظافت، به همین مسواک، به همین ظاهر مرتب دستور مى‌داد. اشتباه بعضى این است که خیال مى‌کنند ظاهر مرتب باید با اشرافیگرى و با اسراف توأم باشد؛ نه. با لباس وصله‌زده و کهنه هم مى‌شود منظم و تمیز بود. لباس پیامبر وصله زده و کهنه بود؛ اما لباس و سر و رویش تمیز بود. اینها در معاشرت، در رفتارها، در وضع خارجى و در بهداشت بسیار مؤثر است. این چیزهاى به ظاهر کوچک، در باطن بسیار مؤثر است.
بیانات درخطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران
 23/02/1379

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif وقتى آن بزرگوار متولّد شد، کنگره‌هاى کاخ کسرى ویران گردید؛ آتشکده‌ى آذرگشسب که قرنها روشن بود به خاموشى گرایید؛ دریاچه‌ى ساوه که در نظر عدّه‌اى از مردم در آن وقت، مقدّس شمرده مى‌شد، خشک شد و بتهایى که بر گِرد کعبه آویخته بودند، سرنگون شدند. این نشانه‌ها که کاملاً رمزى و نمادین است، نشان‌دهنده‌ى جهتِ اراده و سنّت الهى در پوشاندن خلعت وجود به این موجود عظیم و این شخصیت والا و بى‌نظیر است. معناى این حوادثِ نمادین این است که با این قدوم مبارک، بساط ذلّت بشر، چه به وسیله‌ى حاکمیت جبّاران و حاکمان مستبد - از قبیل آنچه در آن روز در ایران و روم قدیم وجود داشت - و چه به وسیله‌ى عبادت غیر خدا، باید برچیده شود. بشر باید به وسیله‌ى این مولود مبارک، آزاد شود؛ هم از قید ستمى که به وسیله‌ى حکّامِ جور بر انسانهاى مظلوم در طول تاریخ تحمیل شده است، و هم از قید خرافه‌ها و اعتقادات نادرستِ ذلّت‌آفرین که انسان را در مقابل موجوداتِ پست‌تر از خود او یا در مقابل انسانهاى دیگر، خاضع و ذلیل و ستایشگر مى‌کند
بیانات در جمع مسؤولان و کارگزاران در سالروز ولادت فرخنده‌ى نبى‌اکرم(ص) و امام جعفر صادق (ع)
09/03/1381

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif این ولادت براى تاریخ بشریت، طلیعه‌ى رحمت الهى بود. در قرآن از وجود پیغمبر به عنوان «رحمةً للعالمین(33)» تعبیر شده است. این رحمت، محدود نیست؛ شامل تربیت، تزکیه، تعلیم و هدایت انسانها به صراط مستقیم و پیشرفت انسانها در زمینه‌ى زندگى مادّى و معنویشان هم هست. مخصوص مردم آن زمان هم نیست؛ متعلّق به طول تاریخ است: «و اخرین منهم لمّا یلحقوا بهم(34)». راه رسیدن به آن هدف، عمل کردن به معارف و قوانین اسلام است که براى بشر مشخّص شده است.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت سالروز هفدهم ربیع‌الاول
29/02/1382

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif پیامبر بزرگوار ما - که این روزها به نام آن بزرگوار مزین است و ایام ولادت با سعادت اوست و براى همه‌ى مؤمنین و براى همه‌ى مسلمانان اسوه است - در هنگامه‌هاى سخت، ملاحظه نمى‌کرد که تضرع او پیش خدا و کمک خواستن او از خدا ممکن است در ذهن مخاطبان و شاهدان و ناظران، این تأثیر را بگذارد که او به خودى خود ناتوان است. به صراحت مى‌گفت من به خودى خود ناتوانم و بدون کمک خدا از من کارى برنمى‌آید. در جنگ احزاب، در حالى که همه‌ى دشمنان از اطراف، مدینه و پیامبر و گروه مؤمنین را محاصره کرده بودند، با این نیت که اسلام و قرآن و پیام جدید را به‌کلى از بیخ و بن بکنند، پیامبر اکرم در کنار آرایش نظامى، در کنار تدابیر بسیار هوشمندانه‌اى که در آن‌جا به کار برد، در کنار تحریض مردم بر مقاومت، در مقابل چشم مردم بر زمین زانو گذارد! بارها این کار تکرار شد که در کتابهاى سیره هست. پیامبر دستش را بلند مى‌کرد، تضرع مى‌کرد، اشک مى‌ریخت و مى‌گفت: پروردگارا! به ما کمک کن و نصرتت را به ما برسان و به ما توفیق بده.
بیانات در دیدار با نمایندگان دوره‌ى ششم مجلس شوراى اسلامى
29/03/1379

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif نهضت اسلامى در ایران به رهبرى منجى بزرگ دوران، حضرت امام خمینى (رضوان‌اللَّه‌علیه)، به پیروى از شیوه‌ى نبى اعظم و رسول خاتم و قله‌ى آفرینش عالم و آدم، حضرت محمّد مصطفى(صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم)، در قالب یک انقلاب تمام‌عیار ظاهر شد و این طبیعت انقلاب است که اگر بر پایه‌یى درست و منطقى استوار باشد، همچون آتشفشان، زلزله در تمام ارکان محیط پدید مى‌آورد و همه چیز و همه‌جا و همه کس را از گرمى و اشتعال خود متأثر مى‌سازد.
پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)
منبع:www.khamenei.ir
دوشنبه بیست و نهم 4 1388

خداوند در شب معراج چهار مقام بلند و مخصوص را به پیامبرش عنایت فرمود ، که عبارت ان از :

1- به جایی(از قرب مخصوص خدا ، با فاصله اندازه یک کمان یا کمتر) رسید که آگاهی بشر به آن راه ندارد. نجم/9

2-خداوند به طور مستقیم با پیامبر مناجات نمود:«فاوحی الی عبده ما اوحی» نجم/10

3- به نزد سدره المنتهی رسید ، و در آن وقتی که نور خیره کننده ای سدره را پوشانده بود. نجم/14 تا 16

4- خداوند امامت علی علیه السلام را در شب معراج به پیامبر خبر داد. بحار/ج18/ص383


منبع:

کتاب سیمای معراج پیامبر از دیدگاه های گوناگون اثر محمد مهدی اشتهاردی

استفاده از این مطالب با ذکر نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.

تهیه شده در وبلاگ ولایت

دسته ها : پیامبر اعظم(ص)
دوشنبه بیست و نهم 4 1388

 

مبعث پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم بر حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ولی امر مسلمین جهان     مقام معظم رهبری مد ظله العالی و تمامی مردم ولایتمدار ایران اسلامی مبارک باد.

مدیریت وبلاگ ولایت

 

دسته ها :
دوشنبه بیست و نهم 4 1388

باسلام

با عرض تسلیت به مناسبت شهادت هفتمین اختر تابناک ولایت و امامت امام موسی کاظم علیه السلام مدیریت وبلاگ ولایت بخش های جدید و هدف داری را با عناوین: حدیث هفته ، داستان هفته ، حکمت ،اخبارجهان اسلام ، در محضر مراجع ، کرامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آثار خوانندگان راه اندازی میکند.

امیدواریم با بازدید شما از وبلاگ  ولایت و اهدای نظر به مطلب آن مطالب بهترشده و برای شما قابل قبول تر شود.                                               

 با تشکر فراوان

مدیریت وبلاگ ولایت

دسته ها :
شنبه بیست و هفتم 4 1388

قطعنامه‌ی 598

گلچینی از بیانات فرمانده کل قوا در مورد قطعنامه‌ی 598 به مناسبت سالگرد پذیرش آن منتشر شد.

کاسه‌ی شهد و شیرینی به جای کاسه‌ی زهر...
هر کسى در این ایام، اظهارات مخالفان ما را در دنیا گوش کرده یا خوانده باشد، مى‌فهمد که دشمنان نظام ما، چه‌طور از عزت امروز جمهورى اسلامى، از ته دل ناراحتند. پیروزى ملت ایران، به کام اینها تلخ آمد. خداى متعال، همه‌ى کارها را با حساب انجام مى‌دهد. یک روز بنده‌ى صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص که هیچ‌چیز را براى خودش نمى‌خواست و همه‌ى کارها را براى خدا مى‌کرد و همه چیز را براى او مى‌خواست، در قضیه‌ى قطعنامه گفت: کاسه‌ى زهر را نوشیدم. این تلخى را او تحمل کرد؛ ولى خداى متعال به آن بنده‌ى صالح عوض داد و هنوز دو سال و اندى نگذشته کاسه‌ى شهد و شیرینى پیروزى را به ملتش چشاند و کامشان را شیرین کرد. آن فداکارى، این ثمره را داشت. «اللهم ما بنا من نعمة فمنک لا اله الا انت». همه چیز متعلق به او و به اراده‌ى اوست.
سخنرانى در دیدار با گروه کثیرى از آزادگان و اقشار مختلف مردم، در اولین روز از هفته‌ى وحدت 11/07/1369

 خصوصیت ملى مردم ایران
ما در جنگ فهمیدیم که ملت ما یک فرصت فوق‌العاده دارد؛ یک فرصت ملى و آن این است که مردم احساس مسؤولیت دارند. مردم ایران این‌گونه‌اند. شاید همه‌ى مردم دنیا این‌طور نباشند. بعد از قضیه‌ى قبول قطعنامه، که دشمن فرصت طلبى مى‌کرد و مى‌خواست از موقعیت سوء استفاده کند، ناگهان شما دیدید آن‌چنان جبهه‌ها پر شد که در طول جنگ، کمتر سابقه داشت، یا هیچ سابقه نداشت. بعد از قطعنامه، این‌گونه شد. قطعنامه را که قبول کردیم، عراق حمله کرد. مردم دیدند دشمن نارو مى‌زند و فرصت طلبى مى‌کند. ناگهان، همه احساس مسؤولیت کردند. نگفتند: «دیگر کار از کار گذشته است. مى‌خواستند قبول نکنند! چرا امام قبول کرد؟!» مى‌توانستند این‌گونه بگویند؛ اما نگفتند. این، یک خصوصیت ملى است و ما این را در جنگ مى‌فهمیم؛ کمااین‌که در انقلاب مى‌فهمیم و در دیگر قضایاى بزرگ مى‌فهمیم. هیچ صحنه‌اى مثل صحنه‌ى جنگ، براى گزارش خصوصیات یک ملت و همه‌ى چیزهایى که در گزاره‌ى تاریخى مورد نظر است، مناسب نیست.
بیانات در دیدار مسؤولان برگزارکننده «هفته‌ى دفاع مقدس» 29/06/1372
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1388/13880424204777b9a.jpg

پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود
قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به‌خاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتى بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادى کشورْ مقابلِ روىِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمى‌کِشد و نمى‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ به‌خاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مى‌کرد. وانگهى؛ اگر همه‌ى دنیا در امر جنگ دخالت مى‌کردند، امام رضوان‌اللَّه علیه، کسى نبود که رو برگرداند. بر نمى‌گشت! آن، یک مسأله‌ى داخلى بود؛ مسأله‌ى دیگرى بود.

در تمام عمر ده ساله‌ى حیات مبارک امام رضوان اللَّه تعالى علیه، پس از پیروزى انقلاب، یک لحظه اتّفاق نیفتاد که او به خاطر سنگینىِ بارِ تهدیدِ دشمن، در هر بُعدى از ابعاد، دچار تردید شود. این، یعنى همان برخوردارى از روحیه‌ى حسینى.

جنگ، تلفات دارد. جان یک انسان، براى امام خیلى عزیز بود. امام بزرگوار، گاهى براى انسانى که رنج مى‌بُرد، اشک مى‌ریخت و یا در چشمانش اشک جمع مى‌شد! ما بارها این حالت را در امام مشاهده کرده بودیم. انسانى رحیم و عطوف، داراى دلى سرشار از محبّت و انسانیت بود. اما همین دل سرشار از محبّت، در مقابل تهدید شهرها به بمباران هوایى، پایش نلرزید و نلغزید. از راهْ برنگشت و عقب‌نشینى نکرد. همه‌ى دشمنان انقلاب در طول این ده سال، فهمیدند و تجربه کردند که امام را نمى‌شود ترساند. این، نعمت بسیار بزرگى است که دشمن احساس کند عنصرى چون امام، با ترس و تهدید از میدان خارج نمى‌شود. امام، با منش و شخصیت درخشان خود، کارى کرد که همه در دنیا، این نکته را فهمیدند. فهمیدند که این مرد را از میدان نمى‌شود خارج کرد؛ تهدید نمى‌شود کرد؛ با فشار و با تهدیدهاى عملى هم نمى‌شود او را از راه خود منصرف کرد. لذا مجبور شدند خودشان را با انقلاب تطبیق دهند.
بیانات در اجتماع پرشکوه زائران مرقد امام خمینى(ره) 14/03/1375

خانواده‌های شهدا، از مهمترین ابزارهاى الهى برای استمرار جهاد ملت ایران بودند
حتما خوانده‌اید که امیرالمؤمنین یا خود پیغمبر در مراحل اعزام نیرو به جبهه‌ها، چه کشیدند! قرآن مى‌گوید: «یقولون ان بیوتنا عورة و ماهى بعورة ان یریدون الا فرارا»؛ به آنان مى‌گویى عازم جبهه‌ى نبرد شوید، اما هر کدامشان بهانه‌اى مى‌آورند. مى‌گویند: «خانه‌مان خراب است. گرفتارى داریم. فصل تابستان است و هنگام چیدن خرما و برداشت محصول. کار و کسبمان کساد مى‌شود.» نفس پیغمبر بود، اما نمى‌توانست آنان را به جبهه بکشاند! بعد از جریان قطعنامه که مجددا عراق حمله کرد و حضرت امام پیام دادند و بنده هم چیزى نوشتم، به منطقه رفتم. در آن فصل از سال دیدم سراسر کوه و دشت و بیابان، پوشیده از مردم است. آیا اینها کار نداشتند؟ کشاورزى نداشتند؟ بیوتشان «عوره» نبود؟ عجیب است! این چه حرکت و چه قدرتى بود؟ البته جز قدرت خدا هیچ چیز دیگر نبود و عاملش هم امثال شما بودید. مى‌خواهم این را عرض کنم که پدران و مادران شهدا، از مهمترین ابزارهاى الهى بودند براى این‌که جهاد استمرار پیدا کند؛ براى این‌که ملت شکست نخورد؛ براى این‌که انقلاب در قمار جهانى نبازد و در این مقابله‌ى جهانى نتوانند آن را از میدان خارج کنند. شما بزرگترین ابزار بودید. نفس امام در شما، در ملت و در جوانان اثر کرد.
بیانات در دیدار با خانواده‌هاى شهداى مشهد  25/01/1371

دلیل رد قطعنامه‌ی اول
جنگ را چه کسى به وجود آورد؟ نمى‌شود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همه‌ى قراین از اول کار نشان مى‌داد که استکبار پشت سر عراق است؛ او را کمک نظامى کردند؛ از لحاظ تبلیغاتى به او کمک کردند و شوراى امنیت را در خدمت متجاوز قرار دادند. با این‌که جنگ به این اهمیت در این نقطه‌ى حساس واقع شده بود، اما روزهایى گذشت که سازمان ملل در آن روزها، هیچ عکس‌العملى نشان نداد؛ این عادى نیست. در حمله‌ى عراق به کویت، بعد از چند ساعت شوراى امنیت موضعگیرى کرد؛ اما در حمله‌ى عراق به ایران، تا وقتى که تانکهاى عراقى پیشروى مى‌کردند، شوراى امنیت ساکت و تماشاچى نشست؛ بعد از آن‌که هزاران کیلومتر را تصرف کرده بودند، شوراى امنیت یک کلمه حرف زد، که آن هم تقبیح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت نکرد که چرا تجاوز کرده و جنگ را شروع کرده است؛ به دو طرف گفت که حالا بیایید دست از جنگ بکشید و آتش‌بس کنید! یعنى درحقیقت، تثبیت عراق در اراضى اشغالى ما. البته ما قبول نکردیم و آن قطعنامه را رد کردیم.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران  05/07/1370
 

تکلیف و مصلحت اسلام این است
مى‌بینید آنچه که امام مى‌کند در دلهاى جا باز مى‌کند این مردمى که هشت سال گفته بودند جنگ جنگ، امام عزیزمان آن وقتى که مصلحت دانست قطعنامه را قبول کرد گفت نه آتش‌بس، ملاحظه نکرد که حالا من هفته‌ى قبل یا ده روز قبل یا یک ماه قبل، خود من چى گفتم نه تکلیف این است مصلحت اسلام این است، کى چه خواهد گفت براى امام مطرح نیست و چون براى خدا کار مى‌کند خدا هم براى او همه‌ى مقدمات را فراهم مى‌آورد، «من کان لله کان الله له» دلهاى مردم مجذوب سخن امام مى‌شود همان مردمى که تا دیروز شعار مى‌دادند به جنگ جنگ آنچنان صداقت و صراحت و خلوص امام در دلهاى آنها کارگر مى‌شود که آنها بر مى‌گردند راهپیمایى مى‌کنند شعار مى‌دهند که نخیر امروز باید آتش‌بس باشد؛ این نشانه‌ى خلوص است.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران 11/01/1368
قبول قطعنامه‌ى 598، توطئه‌ى وسیع دشمن را بار دیگر با هدایت الهى به خود او برگرداند
این قطعنامه که زیر فشار سهمگین رزمندگان اسلام بر پیکر دشمن صادر شد، سندى است که شعار دفاع مقدس ما در آن تأمین گردیده بود و اجراى کامل آن، دشمن را به شکست قطعى مى‌رسانید و لذا هرگز جمهورى اسلامى آن را رد نکرد. آنچه براى ایران اسلامى مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن مى‌شد، اصرار بر تنبیه متجاوز به قدر کافى در میدانهاى نبرد و نیز بى‌اعتمادى در اجراى میثاقهاى بین‌المللى توسط قدرتهاى بزرگ بود.

از صدور قطعنامه تا قبول رسمى آن از سوى جمهورى اسلامى، دنیا شاهد سنگینترین ضربات نیروهاى اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه‌هاى جنگ از سویى و فشارهاى همه جانبه از سوى حامیان رژیم عراق علیه ایران اسلامى از سوى دیگر بود. حصر اقتصادى، حمله به تأسیسات ما در خلیج فارس و تمرکز بى‌سابقه‌ى نیروهاى نظامى امریکا و ناتو در اطراف مرزهاى آبى و هوایى و حتّى تجاوز به آنها، بخشى از این فشارها بود؛ به طورى که تقریباً هیچ فشار ممکن باقى نماند، مگر آن‌که بر ملت ایران وارد شد و رژیم امریکا تقریباً به‌طور مستقیم وارد صحنه شد. تهدیدها، بمبارانهاى وسیع شیمیایى و جنایت حمله به شهرها و هواپیماى مسافربرى و کشتى غیرنظامى و اثبات این‌که استکبار در حمایت از عراق آمادگى براى دست یازیدن به هر جنایتى دارد، بخشى از حوادث این دوران است و جا دارد در موقع مقتضى، این حقایق هشداردهنده براى ملت ایران شکافته و بر ملا گردد.

قبول قطعنامه‌ى 598 از سوى جمهورى اسلامى و رهبر عظیم‌الشّأن فقید آن، توطئه‌ى وسیع دشمن را بار دیگر با هدایت الهى به خود او برگرداند و دشمن را که تحت شعار صلح‌طلبى، به هر جنایتى دست مى‌زد، خلع شعار کرد. شاید مشیت الهى بر این بود که با قبول قطعنامه، حقانیت جمهورى اسلامى بیش از پیش در جهان آشکار شود و ملت ایران به هدفهاى اساسى خود در سطح بین‌المللى نزدیکتر گردد.

با این ابتکار جمهورى اسلامى، دشمن در دو راهى شکست قرار گرفت: اگر اجرا شود، ایران اسلامى به خواسته‌هاى خود رسیده است و اگر اجرا نشود، داعیه‌ى همیشگى جمهورى اسلامى مبنى بر لزوم قطع ریشه‌ى تجاوز و رابطه‌ى میان تجاوزِ عراق و حاکمیت سلطه در جهان و این‌که رژیم عراق در ادعاى صلح‌طلبى صداقت نداشته است، به اثبات مى‌رسد و بى‌اعتمادى به قرارهاى ساخته‌ى قدرتها که جمهورى اسلامى همواره مدعى آن بوده است، در میان ملتها رایج خواهد شد و آنها را بر تکیه‌ى فقط به نیروى خویش، تشویق خواهد کرد.

حکام سبکسر عراق که در طول جنگ عملاً نشان داده‌اند از تشخیص مصالح عاجزند، این بار نیز زیانبارترین راه را گزیدند؛ یعنى ابتدا با حمله به ایران و ندیده گرفتن شعارهاى خود در قبول قطعنامه، بى‌اعتبارى سخن و عمل خود را به دیرباورترین اشخاص هم ثابت کردند و البته وقتى با حضور بى‌نظیر رزمندگان در جبهه، مجبور به عقب‌نشینى در بخش عظیمى از مرزها شدند، یک بار دیگر آزموده را آزمودند. با تعلل در اجراى قطعنامه، باز هم اقدامى دیگر در جهت عکس منافع سیاسى و اقتصادى و نظامى و حیثیتى خود انجام دادند و جهالت و آزمندى خود را به اثبات رساندند.

نگهداشتن بخشى از اراضى ایران اسلامى که عمدتاً دزدانه و پس از آتش‌بس تصرف شده، به قیمت تعطیل قطعنامه‌یى که مدتها دم از اجراى آن مى‌زده‌اند، جز نکبت و پشیمانى، چیزى براى آنها به ارمغان نخواهد آورد و این حیله‌ى شیطانى نیز به خود آنان بر خواهد گشت: «ولایحیق المکر السّیئى الّا باهله». آنان دیر یا زود، مجبور به تخلیه‌ى این اراضى خواهند شد و همه مى‌دانند که ایران انقلابى، حضور متجاوز غاصب پلید را در مرزهاى خود، زمان درازى تحمل نخواهد کرد و به طور حتم خسارتى که در این مرحله نصیب متجاوز و منطقه خواهد شد، مانند گذشته خسارتى سنگین خواهد بود. اگر یک سال پیش، صدام به اجراى قطعنامه تن داده بود، اینک اسرا برگشته، اروند لایروبى شده و صلح مستقر گردیده و پیشرفت بازسازیها چشمگیر بود. آنچه از تعلل رژیم عراق در عمل به قطعنامه، تا کنون بر دو کشور وارد شده، و آنچه از این پس وارد شود، مسؤولیتش بر دوش رژیم عراق و شخص صدام است.
پیام به مناسبت نهمین سالگرد جنگ تحمیلى 30/06/1368
تهیه شده در وبلاگ ولایت
شنبه بیست و هفتم 4 1388

شهادت نهمین نور از خاندان 14 معصوم وپدر گرامی امام علی بن موسی الرضا و فرزند موسس مذهب تشیع بر فرزند برومندشان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ولی امر مسلمین جهان مقام معظم رهبری مدظله العالی و تمامی شیعیان ولایت مدار تسلیت باد.

               

دسته ها :
شنبه بیست و هفتم 4 1388

 

 

هست خاموشی‌ات پر از فریاد

در تو آرامشی است طوفانی

«الذی انزل السکینه» تو را

کرده سرشار از فراوانی

سه شنبه بیست و سوم 4 1388

حضرت مهدى(عج) درآینه حدیث

1 ـ رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) :

«لاتقوم الساعة حتى یقوم القائم الحق منّا و ذلک حین یأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلک. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خلیفة اللّه عزّوجلّ و خلیفتى.»

«روز قیامت فرا نمىرسد مگر آنکه از بین ما «قائم حقیقى» قیام نماید. و آن قیام، زمانى خواهد بود که خداى عزّوجلّ او را اجازه فرماید. هرکس پیرو او باشد نجات مىیابد و هرکه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاک مىشود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد که به نزدش آیید اگرچه بر روى یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خداى عزّوجلّ و جانشین من است.»

 

 

2 ـ امیرالمؤمنین على (علیه السلام) :

قال للحسین(علیه السلام) : «التاسع من ولدک یا حسین! هو القائم بالحق، المظهر للدین، الباسط للعدل»، قال الحسین (علیه السلام)فقلت: یا امیرالمؤمنین و إنّ ذلک لکائن؟ فقال (علیه السلام): «اى و الذى بعث محمداً بالنبوة و اصطفاه على جمیع البریّه و لکن بعد غیبة و حیرة لاتثبت فیها على دینه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین أخذ اللّه میثاقهم بولایتنا و کتب فى قلوبهم الایمان و ایّدهم بروح منه».

«به حسین (علیه السلام) فرمود: نهمین فرزند تو اى حسین! قیام کننده به حق و آشکار سازنده دین و گستراننده عدالت است.

امام حسین (علیه السلام) گوید: پرسیدم: یا امیرالمؤمنین! آیا حتماً چنین خواهد شد؟

فرمود: آرى! قسم به کسى که حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)را به پیامبرى بر انگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد، امّا بعد از غیبت و حیرتى که در آن کسى ثابت قدم بر دین نمىماند مگر مخلصین و دارندگان روح یقین آنان که خداوند نسبت به ولایت ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحى از جانب خود تأیید فرموده است.»

 

3 ـ حضرت زهرا (علیها السلام):

«قال لى رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) أبشرى یا فاطمة، المهدىّ منک».

«رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اینکه حضرت «مهدى (علیه السلام) » از نسل توست.»

 

4 ـ امام حسن مجتبى (علیه السلام) فرمود:

«ما منّا احدٌ اِلاّ ویقع فى عنقه بیعة لطاغیة زمانه اِلاّ القائم الّذى یصلّى روح اللّه عیسى بن مریم خلفه فان اللّه عزّوجلّ یخفى ولادته و یُغیّب شخصه لئلاّ یکون لأحد فى عنقه بیعة».

«هیچ یک از ما اهلبیت نیست مگر آنکه بیعتى از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت «قائم» که عیسى بن مریم، روحاللّه پشت سر او نماز مىگذارد.

خداوند ولادت او را مخفى مىدارد و شخص او را از دیدگان، غایب مىگرداند، تا بیعت هیچ کس را بر گردن نداشته باشد.»

 

5 ـ امام حسین (علیه السلام):

«منّا اثنا عشر مهدیّاً اوّلهم امیرالمؤمنین على بن ابیطالب(علیه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق. یحیى اللّه به الأرض بعد موتها و یظهر به دین الحق على الدین کلّه و لو کره المشرکون».

«دوازده هدایت شده هدایتگر از بین ما هستند، اولین آنان امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام) و آخرین آنان، نهمین فرزند من است که پیشواى قیام کننده به حق خواهد بود، خداوند به وسیله او زمین را پس از موات شدنش زنده مىکند و به دست او دین حق را بر تمامى ادیان پیروز مىسازد، اگرچه مشرکان را ناخوشایند باشد.»

 

6 ـ امام زین العابدین (علیه السلام):

«إن للقائم منّا غیبتین، احداهما أطول من الأخرى... فیطول أمرها حتى یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلایثبت علیه اِلاّ من قوى یقینه و صحّت معرفته و لم یجد فى نفسه حرجاً ممّا قضینا و سلّم لنا اهل البیت.»

«براى قائم ما دو غیبت هست. یکى از آن دو طولانىتر از دیگرى است... و آن قدر طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به ولایت، از او دست خواهند کشید. در آن زمان کسى بر امامت و ولایت او ثابت قدم و استوار نمىماند مگر آن که ایمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خویش نسبت به حکم و قضاوت ما هیچ گرفتگى و کراهتى احساس نکند و تسلیم ما اهلبیت باشد.»

 

7 ـ امام باقر (علیه السلام) :

راوى گوید از امام (علیه السلام) در باره آیه شریفه «فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس تکویر: 15 و 16» سئوال کردم. فرمود: «هذا مولود فى آخر الزمان. هو المهدى من هذه العترة. تکون له حیرة و غیبة، یضلّ فیها اقوام و یهتدى فیها أقوام. فیاطوبى لک إن أدرکته و یا طوبى لمن أدرکه.»

«مراد این آیه، مولودى در آخر الزمان است که همان مهدى از این خاندان است. او را حیرت و غیبتى هست که در آن گروههایى گمراه شوند و گروههایى دیگر هدایت پذیرند. خوشا به حال تو اگر او را درک کنى و خوشا به حال هرکسى که او را درک کند.»

 

8 ـ امام صادق (علیه السلام) :

«إنّ لصاحب هذا الامر غیبة، فلیتّق اللّه عبد و لیتمسّک بدینه».

«همانا براى صاحب این امر غیبتى هست، پس بنده خدا در آن دوران باید تقواى الهى پیشه کند و به دینش چنگ زند.»

 

9 ـ امام کاظم (علیه السلام) :

«صاحب هذا الامر، هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه».

«صاحب این امر ـ حضرت مهدى (علیه السلام) ـ رانده شده، تنها، غریب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خویش مىباشد.»

 

10 ـ امام رضا (علیه السلام) :

«... و بعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر فى غیبته، المطاع فى ظهوره، لو لم یبق من الدنیا اِلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتى یخرج فیملأها عدلا کما ملئت جوراً».

«و بعد از امام حسن عسکرى(علیه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن کس که در دوران غیبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانى کند که قیام فرماید و زمین را از عدالت پر کند چنانکه از ستم پر شده باشد.»

 

11 ـ امام جواد (علیه السلام) :

در باره اینکه چرا حضرت مهدى (علیه السلام)«منتظَر» نامیده مىشود فرمود:

«إن له غیبة یکثر ایامها و یطول امدها فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون و یستهزئ به الجاحدون و یکذَّب فیها الوقاتون و یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون».

«او را غیبتى هست که زمانش زیاد است و پایانش به طول مىانجامد. پس مخلصین چشم انتظار قیام او مىمانند و شک کنندگان به انکار او بر مىخیزند و منکرین به استهزاى او مىپردازند و تعیین کنندگان وقت ظهور مورد تکذیب قرار مىگیرند و عجله کنندگان در آن هلاک مىشوند و تسلیم شدگان نجات مىیابند.»

 

12 ـ امام على النقى (علیه السلام) :

«اذا غاب صاحبکم عن دار الظالمین، فتوقّعوا الفرج».

«زمانى که صاحب و امام شما از دیار ستمگران غایب گشت، چشم انتظار فرج باشید.»

 

13 ـ امام حسن عسکرى (علیه السلام) :

«المنکر لولدى کمن اقرّ بجمیع أنبیاء اللّه و رسله ثم انکر نبوّة محمد رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) و المنکر لرسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) کمن انکر جمیع الانبیاء لأن طاعة آخرنا کطاعة اوّلنا و المنکر لآخرنا کالمنکر لأوّلنا».

«کسى که فرزندم ـ مهدى (علیه السلام) ـ را انکار کند مانند کسى است که تمام پیامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم)را انکار کند. و انکار کننده رسول اللّه مانند کسى است که همه انبیاء را انکار نماید. چون اطاعت آخرین امام ما به منزله اطاعت اولین امام است و منکر آخرین امام ما به منزله منکر اولین امام است.»

 
 
WWW.Jamkaran.Info

تهیه شده در وبلاگ ولایت ذکر این مطالب با درج نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.

http://gh_mahdi.tebyan.net   

دسته ها : امام زمان(عج)
سه شنبه بیست و سوم 4 1388
 

صلوات ابوالحسن ضرّاب

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ خاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ الْمُنْتَجَبِ فِى الْمیثاقِ الْمُصْطَفى فِى الظَّلالِ الْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ افَة الْبَرىءِ مِنْ کُلِّ عَیْب الْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ الْمُرْتَجى لِلشَّفاعَةِ الْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دینُ اللّهِ، اَللّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ وَ اَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَضِىءْ نُورَهُ وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضیلَةَ وَ الْمَنْزِلَةَ وَ الْوَسیلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفیعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقامًا مَحْمُودًا یَغْبِطُهُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاَْخِرُونَ وَ صَلِّ عَلى اَمیرِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ قآئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ وَ سَیِّدِ الْوَصیّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ العالَمینَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَر اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُوسى اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى عَلىِّ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلَى الْخَلَفِ الْهادِى الْمَهْدِىّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ اَهْلِبَیْتِهِ الاَْئِمَةِ الْهادینَ الْعُلمآءِ الصّادِقینَ الاَْبْرارِ الْمُتَّقینَ دَعآئِمِ دینِکَ وَ اَرْکانِ تَوحیدِکَ وَ تَراجِمَةِ وَحْیِکَ وَ حُجَجِکَ عَلى خَلْقِکَ وَ خُلَفآئِکَ فى اَرْضِکَ الَّذینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ اصْطَفَیْتَهُمْ عَلى عِبادِکَ وَ ارْتَضَیْتَهُمْ لِدینِکَ وَ خَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکْ وَ جَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ وَ غَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ وَ رَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ وَ غَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ وَ اَلْبَسْتَهُمْ نُورَکَ وَ رَفَعْتَهُمْ فى مَلَکُوتِکَ وَ حَفَفْتَهُمْ بِمَلائِکَتِکَ وَ شَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ عَلَیْهِمْ صَلوةً زاکِیَةً نامِیَةً کَثیرَةً دآئِمَةً طَیِّبَةً لا یُحیطُ بِها اِلاّ اَنْتَ وَ لا یَسَعُها اِلاّ عِلْمُکَ وَ لا یُحْصیها اَحَدٌ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلِیِّکَ الْمُحْیى سُنَّتَکَ الْقآئِمِ بِاَمْرِکَ الدّاعى اِلَیْکَ الدَّلیلِ عَلَیْکَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ وَ خَلیفَتِکَ فى اَرْضِکَ وَ شاهِدِکَ عَلى عِبادِکَ اَللّهُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ وَ مُدَّ فى عُمْرِهِ وَ زَیِّنِ الاَْرْضَ بِطُولِ بَقآئِهِ اَللّهُمَّ اکْفِهِ بَغْىَ الْحاسِدینَ وَ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْکآئِدینَ وَ ازْجُرْ عَنْهُ اِرادَةَ الظّالِمینَ وَ خَلِّصْهُ مِنْ اَیْدِى الْجَبّارینَ اَللّهُمَّ اَعْطِهِ فى نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ شیعَتِهِ وَ رَعِیَّتِهِ وَ خآصَّتِهِ وَ عآمَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَمیعِ اَهْلِ الدُّنْیا ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ اَفْضَلَ ما اَمَّلَهُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ اَللّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحى مِنَ دینِکَ وَ اَحْىِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ وَ اَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّى یَعُودَ دینُکَ بِهِ وَ عَلى یَدَیْهِ غَضًّا جَدیدًا خالِصًا مُخْلَصًا لا شَکَّ فیهِ وَ لا شُبْهَةَ مَعَهُ وَ لا باطِلَ عِنْدَهُ وَ لا بِدْعَةَ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَة وَ هُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَة وَ اهْدِمْ بِعِزِّهِ کُلَّ ضَلالَة وَ اقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبّار وَ اَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نار وَ اَهْلِکْ بِعَدْلِهِ جَورَ کُلِّ جآئِر وَ اَجْرِ حُکْمَهُ عَلى کُلِّ حُکْم وَ اَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطان اَللّهُمَّ اَذِلَّ کُلَّ مَنْ ناواهُ وَ اَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عاداهُ وَ امْکُرْ بِمَنْ کادَهُ وَ اسْتَأصِلْ مَنْ جَحَدَهُ حَقَّهُ وَ اسْتَهانَ بِاَمْرِهِ وَ سَعى فى اِطفآءِ نُورِهِ وَ اَرادَ اِخْمادَ ذِکْرِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد الْمُصْطَفى وَ عَلِىّ الْمُرْتَضى وَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضا وَ الْحُسَیْنِ الْمُصَفّى وَ جَمیعِ الاَْوصِیآءِ مَصابیحِ الدُّجى وَ اَعْلامِ الْهُدى وَ مَنارِ التُّقى وَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ الْحَبْلِ الْمَتینَ وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ وَ صَلِّ عَلى وَلِیّکَ وَ وُلاةِ عَهْدِکَ وَ الاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فى اَعْمارِهِمْ وَ زِدْ فى اجالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ اَقْصى امالِهِمْ دینًا وَ دُنْیا وَ اخِرَةً إنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.

که موافق روایت شب شنیه حکم شب جمعه را دارد و شایسته است آنچه در شب جمعه خوانده مىشد در آن شب نیز خوانده شود.

WWW.Jamkaran.Info 

تهیه شده در وبلاگ ولایت ذکر این مطالب با درج نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.

http://gh_mahdi.tebyan.net  

دسته ها : امام زمان(عج)
سه شنبه بیست و سوم 4 1388
 

روز جمعه

روز حضرت صاحبالزّمان علیه السلام و بنام آن جناب است و همان روزى است که در آن روز ظهور خواهد فرمود بگو در زیارت آن حضرت:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللّهِ الَّذى یَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنْ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفینَةَ النَّجاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ الْحَیوةِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ صَلَّى اللّهُ عَلَیْکَ وَ عَلى الِ بَیْتِکَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ عَجَّلَ اللّهُ لَکَ ما وَعَدَکَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاَْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَولاىَ اَنَا مَولاکَ عارِفٌ بِاُولاکَ وَ اُخْراکَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى بِکَ وَ بِالِ بَیْتِکَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَکَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى یَدَیْکَ وَ اَسْئَلُ اللّهَ اَنْ یُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَ اَنْ یَجْعَلَنى مِنْ الْمُنْتَظِرینَ لَکَ وَ التّابِعینَ وَ النّاصِرینَ لَکَ عَلى اَعْدآئِکَ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْکَ فى جُمْلَةِ اَولِیآئِکَ یا مَولاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکَ وَ عَلى الِ بَیْتِکَ هذا یُومُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَومُکَ الْمُتُوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُکَ وَ الْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤمِنینَ عَلى یَدَیْکَ وَ قَتْلُ الْکافِرینَ بِسَیْفِکَ وَ اَنَا یا مَولاىَ فیهِ ضَیْفُکَ وَ جارُکَ وَ اَنْتَ یا مَولاىَ کَریمٌ مِنْ اَولادِ الْکِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَ الاِْجارَةِ فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِکَ الطّاهِرینَ.

سید بن طاوس گفته که من بعد از این زیارت متمثّل مىشوم به این شعر و اشاره مىکنم به آن حضرت و مىگویم:

نَزیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِکابى * * * وَ ضَیْفُکَ حَیْث ُ کُنْتُ مِنَ الْبِلادِ

یعنى من بر تو نازل مىشوم هر کجا که راحلهام روى آورد و مرا وادار نماید و مهمان تو هستم در هر کجا که باشم از شهرها.

مفاتیح الجنان

و بدانکه روز جمعه از چند جهت اختصاص و تعلّق به امام عصر عجّل الله فرجه دارد: یکى آنکه ولادت با سعادت آن حضرت در آن روز بوده،

دیگر آنکه ظهور موفور السرور آن جناب در روز جمعه خواهد بود و ترقّب و انتظار فرج در آن روز بیشتر از روزهاى دیگر است، و بیاید در زیارت مختصّه به آن حضرت در آن روز هذا یَومُ الْجُمُعَةِ وَ هَوُ یَومُکَ الْمُتَوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُکَ وَ الْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤمِنینَ عَلى یَدِکَ بلکه عید بودن روز جمعه و شمردن آن را یکى از عیدهاى چهار گانه حقیقتاً به جهت آن روز شریف است که زمین را از لوث شرک و کفر و قذارات معاصى و از وجود جبّارین و ملحدین و کافرین و منافقین پاک و پاکیزه مىفرماید و به اظهار کلمه حقّ و اعلاء دین و شرایع ایمان چشم و دل مؤمنین مخصوصین را در آن روز روشن و منوّر و مسرور و خورسند خواهد فرمود وَ اَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها پس شایسته است که در این روز صلوات کبیر را بخوانى و بخوانى دعائى را که حضرت امام رضا علیهالسلام امر فرموده به خواندن آن براى صاحب الامر علیهالسلام: اَللّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَ خَلیفَتِکَ الدعاء،

و بیاید ذکر آن در آخر اعمال سرداب در باب زیارات.

و نیز بخوانى دعائى را که شیخ ابو عمرو عمروى قدّس الله روحه به ابو على بن همام املاء کرده و فرموده که آن را بخوانند در زمان غیبت قائم آل محمّد علیه و علیهم السلام و چون آن صلوات و این دعا طولانى است و این مختصرگنجایش ندارد ما ذکر ننمودیم ، طالبین رجوع کنند به مصباح المتهجد وجمال الاسبوع ،

بلى شایسته است در اینجا ذکر کنیم صلوات منسوبه به ابوالحسن ضرّاب اصفهانى که شیخ و سیّد در اعمال عصر روز جمعه آن را ذکر نمودهاند وسید فرموده که این صلوات مروى از مولاى ما حضرت مهدى صلواتالله علیه است، و اگر ترک کردى تعقیب عصر روز جمعه رابه جهت عذرى پس ترک مکن این صلوات راهرگز به جهت امرى که مطّلع کرده ما را خداوند جلّ جلاله به آن، پس سند آن را با نسخه صلوات نقل کرده ، لیکن شیخ در مصباح فرموده که این صلوات مروىّ از حضرت صاحب الزّمان علیهالسلام است که بیرون آمده به سوى ابوالحسن ضرّاب اصفهانى به مکّه و ما سند آن را ذکر نکردیم به جهت اختصار، نسخه آن این است.

WWW.Jamkaran.Info 

تهیه شده در وبلاگ ولایت ذکر این مطالب با درج نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.

http://gh_mahdi.tebyan.net   

 

دسته ها : امام زمان(عج)
سه شنبه بیست و سوم 4 1388
X